بانوی کاریاما

بانوی کاریاما

گفتگو با صادق هدایت

گفتگو با صادق هدایت

گوش هایم را فروختم

نویسنده / مولف: 
فرزانه برزو
تعداد صفحه: 
۳۱۴
قطع کتاب: 
رقعی
سال انتشار : 
۱۳۹۶
دسته بندی: 
ریال,۲۵۰,۰۰۰

وضعیت: موجود

-+

رمان گوش هایم را فروختم، رمانی است با سبکی خاص که نکاتی بسیار آموزنده را به زیبایی هرچه تمام تر برایمان بازگو کرده است. این رمان، سومین رمان خانم فرزانه برزو است که در انتشارات گیوا به چاپ رسیده است. رمان های قبلی به نام های "هزاران میلیمتر بالاتر از خط احساس ۱" و "هزاران میلیمتر بالاتر از خط احساس ۲" جزو رمان های پرفروش و پر مخاطب ماست. این کتابها را میتوانید از سایت ما خرید و تهیه نمایید. مقدمه ی کتاب: پشت پنجره ی آهنی ایستاده ام. سرمای غیر قابل باور اواخر اسفند، از لای تمام درزهای فرسوده اش پهلوهایم را نشانه رفته. من اما تنها چیزی را که حس نمی کنم، این سرمای زیر صفر بی سابقه است. دستانم را زیر بغل زده ام. نگاهم را درست به روبرو دوخته ام. صدای غرولندهای گاه و بی گاه عمه و قربان صدقه های دایی رحیم حال افتضاحم را وحشتانک تر می کند. قطره اشک های چکیده در زیر چانه ام را پاک کردم و دستان خیس از اشکم را دوباره زیر بغل زدم. همهمه که اوج گرفت با پریشانی چشمانم را روی هم فشردم. نگاهم را یک میلیمتر تغییر ندادم و سرم را هم بر نگرداندم. صدای فریادهای تنهاترین عضو خانواده ام هم باعث نشد سر برگردانم و محشر به پا شده را نگاه کنم. محشری که دو بار دیدنش تکراری نشده بود، در عوض به طرز اعجاب آوری مغز استخوان را می سوزاند. صدای همهمه ها آزاردهنده نبود. صدای گریه های زیر و بم دایی رحیم هم روحم را خراش نمی داد. اتفاقی هم که افتاده بود درست مثل یک نمایش همه شب و روتین هیچ استرس قابل توصیفی نداشت. سوزشش تمام اندام های درونی و بیرونی ام از جمله ای بود که ثانیه ای مغزم را رها نکرده بود. جمله ای که با خونسردی، با تمسخر بیان شده بود و تمام وجودم را متزلزل کرده بود. دهانم گس شده بود. خشکی گلویم نفس کشیدن را سخت کرده بود. دستی که روی شانه ام نشست، یاد آن جمله هزار بار در سرم فریاد شد و بالاخره بعد از دو ساعت و نیم جلوی پنجره ایستادن، اشک های آرامم هوار شد! " کاش یه بزرگ تر دلسوز داشتی" ...

دیدگاه خود را بنویسید

خدمات انتشارات گیوا